تبليغاتX




در چترهای بسته هوا آفتابی است بگذار چتر باز تو بارانی ام کند

من از مسیر نگاهت عبور خواهم کرد

من از مسیر نگاهت عبور خواهم کرد
ادبیات

 

 

 

اریش کستنر

کاری از: اریش کستنر

برگردان از متن آلمانی:  فرهاد سلمانیان

"خودکشی تو حموم آفتاب"

 

 

تو اینجایی و طبیعت اونجا

جای تاسفه که یه چیز غیرطبیعی بین شماس.

فقط عطر ماهیا و بوی تعفن آدما جرأت اومدن به طرف تو رو دارن!

میون چشمای تو و دریا

که حسرت نگاه تو رو داره

مردم مدام این طرف و اون طرف می رنو

نگاهشون قلبتو می شکنه

اینجا، اونجا، با بدنای لختشون رو شنای ساحل

لم دادن یا وایسادن

زنای خپل و چاق دوبنده هاشونو در میارن

و تو خشکی مثه ستاره های دریایی به نظر میان.

 

هر جا نگا کنی چشمات سیاهی می ره

اونا رو محکم می بندی تا هیچی نبینی

اما بعد مردمو می بینی و همه چی دست گیرت می شه!

تصمیم می گیری دست به کار شی

به طرف اون همه آدم حمله می کنی.

تا لب دریا، حتا تا تو آب پیش می ری

اما اونجا هم زنا و مردای چاقو  می بینی

خوب چربی روی آب می مونه دیگه. اما واقعاً باید این جوری باشه؟

غمزده خودتو به موجای سبز- آبی می سپری.

به دفعه جلوت یه زن موطلایی می بینی

وای! هیچ جای دریا خالی نیس

آدما افقو پوشوندن

چاره ای جز غرق شدن نیس:

خودتو مثه سنگ سف می کنی و

می ذاری آب آروم تمام وجودتو بگیره

کف دریا دیگه تنهای تنهایی

|+| نوشته شده توسط سلمان نعمتی در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 ساعت 13:31 |

salam ba ye ghazale jadid be roozam www.salman274.blogfa.com montazeret mimoonam