تبليغاتX




در چترهای بسته هوا آفتابی است بگذار چتر باز تو بارانی ام کند

من از مسیر نگاهت عبور خواهم کرد

من از مسیر نگاهت عبور خواهم کرد
ادبیات
غزل 2

 

 

 

 

یک عمر می شد با تو راحت زندگی کرد

با چشمهایت تا قیامت زندگی کرد

با هر چه فکرش میکنم میشدُ نمیشد

یک لحظه دور از چشمهایت زندگی کرد

آنقدر خوبیهای معشوقم زیادند

با یک یکش باید به نوبت  زندگی کرد

باور کن اصلا هیچ منظوری ندارم

آیا نمیشد با محبت زندگی کرد؟

نسبت به من مجنون که دایم غصه میخورد

در بهتر از این موقعیت  زندگی کرد

عشقت تمام آبرویش را شبی ریخت

مردی که عمری با شرافت زندگی کرد

ساز مخالف میزنی با این تفاسیر

باید که در کوههای تبت  زندگی کرد

یک چند مدت بودی اما زود رفتی

بیچاره دل یک چند مدت زندگی کرد!

|+| نوشته شده توسط سلمان نعمتی در یکشنبه سی ام مهر 1385 ساعت 10:56 |

salam ba ye ghazale jadid be roozam www.salman274.blogfa.com montazeret mimoonam