تبليغاتX




در چترهای بسته هوا آفتابی است بگذار چتر باز تو بارانی ام کند

من از مسیر نگاهت عبور خواهم کرد

من از مسیر نگاهت عبور خواهم کرد
ادبیات

مردي به طرح قتل خدا فكر ميكند

وقتي به شهر كوچك ما فكر ميكند

يك كودك فقير كنار پياده رو...

و فكر ميكند كه خدا فكر ميكند؟

شهر مرا گرسنگي آزار ميدهد

و ذهن گيج گيج مرا فكر، ميكند؟↓

كاري براي جامعه دست تفكر

جمعي كه مطلقا به دعا فكر ميكند

شهر من و شما كه پر از معدن طلاست

ذهن من و شما به غذا فكر ميكند!

خوردند و ميخورند و خواهند خورد باز

آيا كسي به سهم شما فكر ميكند؟

وقتي تو خواب هستي و درهاي خانه باز

الحق كه دزد شهر به جا فكر ميكند

شاعر كه ديد تا غزلش چاره اي نيافت

حالا فقط به پنجره ها فكر ميكند

وقتي غزل تمام شد آن بچه نيز مرد

حالا خدا به قتل شما فكر ميكند

|+| نوشته شده توسط سلمان نعمتی در جمعه هفدهم آذر 1385 ساعت 20:33 |

salam ba ye ghazale jadid be roozam www.salman274.blogfa.com montazeret mimoonam